ابو الحسن قزوينى
171
فوايد الصفويه ( فارسى )
نگارش دهد ، عهده بر آن نخواهد شد . ظلم و تعدى اين طبقه افاغنه كه بر رعاياى ملك خويش مىنمايد . از آن جمله است كه احدى از وضع و شريف آن ملك اختيار دختر و پسر و مال و جان خويش ندارند . از هر احدى كه دختر رعنائى و پسر زيبائى سراغ يافتند ، به زور كشيده آورده و يك شهوت خود را از جوش فرو نشانيده ، به پدر و مادر او مىرسانند ، و يا مثل كنيزان و غلامان نگاه مىدارند . از سلطانشان حتى سرداران ابداليان همگى همين سلوك با رعاياى خود در پيش دارند . مصرع : آشنا را حال اين است واى بر بيگانگان از ثقات مسموع شده كه در شش ماه اول فرمانروائى زمان سلطان ، آن نابكار شصت دختر رعايا را جبرا و قهرا كشيده بىعصمت نموده ، به پدرانشان سپرد . آخر الامر علماء سنت و جماعت ، جمعيت كرده آن شقى را به مواعظ و نصايح از امور نامشروع باز داشتند . ازين مقوله اگر دفترها از اخلاق ذميمه اين طبقه فسقه فجره كفره زينت نگارش يابد ، كم است . نظر به وفور ايليت و قوميت ( 259 ر ) و جمعيت اگر اين طبقه ابداليه درانيه صاحب سلوك و مروت و عدالت مىنمودند ، تمام روى زمين را در يد تصرف خويش مىآوردند . سرداران اين طبقه بسيار نادان و مغرور و جاهل و باطلاند . درين ازمنه در ممالك ايران طوايف الملوك اتفاق افتاد ، و سر حد قندهار از دار الملك ايران دور دست واقع شد ، و به اين سبب اين طبقه بى محل در سر حد هندوستان حكمرانى مىنمايند . بى خبران هند ، اين طبقه را پادشاهان ممالك ايران مىشناسند ، و در ايران مشهور به سرداران ابداليهاند . با اينكه زياده از چند شهر ايران و هندوستان ندارند ، تاجى بر سر مىگذارند كه چهار جيقه دارد ، كه نظر به رسوم پادشاهان ماضى ، عبارت از حكمرانى چهار اقليم بوده باشد . چون همواره حماقت ازين طبقه بيرون نبود ، [ از اينكه ] چهار شهر ايران و هندوستان را چهار اقليم تصور كرده چهار جيقه گذارند ، بعيد نيست . ملخص كلام چون از شغل شتردارى و هيزم فروشى به منصب حكمرانى و به وضع سلطنت و كامكارى رسند ، و در مقابل حريفى نباشد ، آنچه بخواهند بكنند . ( 260 چ ) جا دارد در اين اوقات خلاف قاعده كه